| پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سير به پياز مي گه: حيف که سيرم و الا مي خوردمت. | |||
|
مورچه هه به تنهايي ۲ تا گندم ور مي داره، ديسک کمر مي گيره. |
|||
|
مي خواستن کچلي را ترور کنن، تو سشوارش بمب کار مي ذارن و به شامپوش مواد شيميايي |
|||
|
روزي خبر نگاري از عمران صلاحي، يکي از بزرگان |
|||
|
سوسکه مست مي کنه و مي ره جلوي دم پايي و مي گه: بزن، ده بزن ديگه لعنتي !!! |
|||
|
مردي مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل دکوني مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدين !!! |
|||
|
اگه حيوونا قرار بود شغلي انتخاب کنن، حتما وال ملوان، گورخر زنداني، لک لک شالي کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابريشم بافنده، ميمون بندباز و کبوتر پستچي مي شدند. |
|||
|
طرف مي ره و در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه: ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش مي گه: نترس ميخوام پنير بخورم. |
|||
|
| |||
.: Weblog Themes By Pichak :.
